در قسمت اول این جستار خواندید:

  • مختصری از نظرات نویسندگان و فعالان نشر درباره طول دوره کپی‌رایت (موقت یا ابدی)
  • چرا دوره حمایت کپی‌رایت نمی‌تواند ابدی باشد؟
  • کیفیت حمایت مهم‌تر از کمیت آنست.

ترجیح ابدی بودن کپی‌رایت به موقت بودن آن از کجا ریشه می‌گیرد؟

حدس نگارنده آنست که دو مساله سبب شده نویسندگان طولانی بودن دوره کپی‌رایت را- به اشتباه- بهتر دانند:

اول- ناشر در مقابل نویسنده در موضع قدرت است.

از فحوای کلام گروه «مخالف» موقت بودن دوره حمایت برمی‌آید که آنها باور دارند ناشر، نماینده «سرمایه» است، از انتشار آثار بیشترین پول را به جیب می‌زند و در ارتباط با گروه مقابل، دارای قدرت غالب است، ناشران همیشه نظر خود را به پدیدآورندگان تحمیل کرده و از موضع ضعف این گروه به نفع خود سوءاستفاده می‌کند.

این سخن البته غلط هم نیست و می‌دانیم که قراردادهای نشر معمولاً به نحوی، از نوع قراردادهای «الحاقی» هستند، یعنی ناشر می‌گوید یا این قرارداد را امضا کن و یا سراغ ناشر دیگری برو. شرایط قراردادهای نشر حتی برای نویسندگان معتبر و شناخته‌شده هم قابل چانه‌زنی نیست و معمولاً از قانون «همه یا هیچ» پیروی می‌کند. صد البته واگذاری حقوق کپی‌رایت در اثر هم شامل این شرایط می‌شود و شخصاً تا جایی که اطلاع دارم قرارداد نشری وجود ندارد که نویسنده بتواند کپی‌رایت اثر را برای خود نگاه داشته و واگذار به ناشر نکند.

اما آیا راه‌حل این قراردادهای الحاقی-گونه (و در نتیجه ظالمانه) آنست که طول مدت کپی‌رایت را بیشتر کرد؟ این کار چه تفاوتی ایجاد می‌کند جر اینکه چند قران بابت حق‌التالیف برای مدتی بیشتر به پدیدآورنده- یا خانواده‌اش پس از فوت او- می‌رسد؟ آیا اگر عمر اثر حتی به ۵۰ سال نرسیده تمام شود و دیگر کسی طالب آن اثر نباشد، چه؟ در نظر گیرید که حق‌التالیف (در همه جای دنیا اگرچه نه چندان در ایران) قسمت مهمی از قیمت کتاب را به خود اختصاص می‌دهد و پس از ورود اثر به سیطره همگان- به عبارتی، با انقضای کپی‌رایت- این قسمت از قیمت حذف می‌شود و اثر ارزان‌تر می‌شود؛ کم شدن قیمت اثر به نحوی قدیمی شدن آن را جبران کرده و به عمر اثر می‌افزاید: اثر دیرتر فراموش می‌شود. آیا گرفتن چند قران برای نوه و نتیجه‌ای که هر یک به سوی زندگی خود رفته و به این پول حتی شاید نیازی هم نداشته باشند، بهتر است یا اینکه نام و اثر پدیدآورنده‌ای زنده بماند و مهم‌تر از آن، اثر وی- اگر هنوز مفید است- قابل استفاده بی‌محدودیت برای خلق باشد؟

فقط فکر کنید اگر برای استفاده از غزل‌های حافظ باید به نوادگان او حق‌التالیف می‌دادیم، آیا هنوز حافظ روی طاقچه خانه هر کدام از ما مانده بود؟ آیا حتی اصولاً یافتن نوادگان حافظ اکنون ممکن است؟!

نگارنده به الحاقی بودن (و یک‌جانبه بودن منافع) قراردادهای نشر وقوف کامل دارد، اما راه‌حل را در طولانی کردن مدت کپی‌رایت نمی‌داند؛ بلکه راه‌حل‌های جایگزین را که متمرکز بر قدرت بخشیدن به گروه نویسندگان مخصوصاً با استفاده از امکاناتی که فن‌آوری روز و الزامات زندگی مدرن در اختیار می‌گذارد، ترجیح می‌دهد.

به طور مثال، اکنون در اروپا و آمریکا مقوله خودنشری رواج زیادی یافته و روزبه‌روز بر اهمیت آن افزوده شده و تاثیر آن در بازار نشر و قدرت چانه‌زنی نویسندگان با ناشران ملموس‌تر می‌شود. خودنشری البته با رواج نشر الکترونیک ارتباط تنگاتنگ دارد به این ترتیب که هر نویسنده به جای قرارداد با ناشر، خود اقدام به نشر کتاب خود از طریق الکترونیک با افزودن قابلیت دانلود فرمت مخصوص کتابخوان الکترونیکی در وب‌سایت شخصی‌ یا تارنماهایی چون آمازون می‌کند.

از طرفی برای قدرت بخشی به گروه نویسندگان برای تامین حقوق آنها، سازمان‌های مدیریت جمعی حقوق که از خود نویسندگان تشکیل شده باشد، شکل می‌گیرد که جمع بودن نویسندگان در چنین سازمان‌هایی اعتبار بالا و قدرت تاثیرگذاری در بازار کتاب و سیاست‌های نشر برای اعضای چنین سازمان‌های (تک‌تک نویسندگان) فراهم می‌آورد. این دو مقوله- پدیده خود-نشری و تشکل‌های مدیریت جمعی حقوق برای نویسندگان- هر یک چنان مفصلند که بررسی بیشتر آنها را در این جستار شایسته نمی‌دانم و به فرصت‌های دیگر وامی‌گذارم. صد البته درباره نشر الکترونیک و سازمان‌های مدیریت جمعی در اثر اصیل اخیراً چند مطلب گذارده شده که مطالعه آنها را توصیه می‌کنم.

دوم-  تلاش برای حفظ اثر از خطر تحریف شدن یا مثله شدن در تجدید چاپ‌های آینده

مثله شدن را برابر mutilate قرار داده‌ام. هر تکه‌تکه کردن و دست بردن در اثر به نحوی که منظور نویسنده را درست یا کامل منتقل نکند و یا برخلاف هدفی که نویسنده از خلق اثر داشته، نمایانده یا استفاده شود می‌تواند مصداق مثله کردن باشد. حق بر انسجام اثر یکی از مصادیق مهم حقوق اخلاقی است که به موجب آن نویسنده می‌تواند از تحریف و مثله شدت اثرش جلوگیری کند. برای توضیح بیشتر به واژه‌نامه، تحت مدخل حقوق اخلاقی مراجعه کنید.

مهم‌ترین دلیل که سبب شده برخی نویسندگان به لزوم ابدی بودن کپی‌رایت باور پیدا کنند- به باور نگارنده- اهمیت حقوق اخلاقی موجود در یک اثر است. در واقع، این نویسندگان نگران سوء استفاده از اثرشان و چاپ آن در غیر اهدافی که مورد نظرشان بوده و سایر سوءاستفاده‌های ممکن مثل جعل و تحریف نوشته‌هایشان هستند، ولی این نگرانی را به غلط در نگاه‌داشتن کنترل بر حقوق مادی اثر بازتاب می‌دهند.

لازم است برای روشن شدن این نگرانی این دو مقوله از هم جدا شوند: کپی‌رایت موجد دو نوع حق بر یک اثر هنری-ادبی است حقوق اقتصادی یا مادی و حقوق اخلاقی یا معنوی. حقوق اقتصادی پدیدآورنده را محق می‌کنند که در کلیه موارد استفاده از اثرش توسط دیگران، پرداخت وجهی را به خود مطالبه نماید؛ چه این استفاده انتشار اثر برای فروش توسط ناشر باشد چه ساخته شدن فیلمی بر اساس قصه کتاب یا ترجمه کتاب به سایر زبان‌ها. حقوق اقتصادی ناشی از کپی‌رایت است که موقت است و پس از ۵۰ سال از گذشت فوت پدیدآورنده منقضی می‌شود.

استفاده‌هایی از اثر که لازم به کسب اجازه و پرداخت وجه به پدیدآورنده قبل از استفاده‌اند پس از ۵۰ سال از مرگ نویسنده رایگان می‌شوند، نه هر نوع استفاده‌ای. اگر استفاده از اثر شکل سوءاستفاده به خود گیرد و با غرض‌ورزی انجام شود این دیگر به انقضای کپی‌رایت مربوط نیست بلکه مقوله حقوق اخلاقی مطرح است و این نوع از حقوق ناشی از کپی‌رایت، مقید به زمان نیست و با انقضای کپی‌رایت از بین نمی‌رود. حقوق اخلاقی از جمله شامل حق نویسنده به انتساب اثرش به او و حق او بر انسجام اثرش می‌شود یعنی تا ابدلآباد اگر کسی از اثری استفاده کرد باید نام پدیدآورنده را بگوید و تا ابدالآباد کسی که از اثر استفاده می‌کند حق ندارد آن را به نحوی تکه‌تکه و مثله کند که غرض نویسنده به نحو غیرمطلوب او نشان داده شود.

هرگاه این حقوق از سوی کسی نقض شد، اگر کپی‌رایت هنوز معتبر باشد، دارنده کپی‌رایت، و اگر کپی‌رایت منقضی شده باشد، وراث آخرین دارنده کپی‌رایت در هر حال حق دارند اعتراض کرده و مرتکب را از سوء استفاده‌ بازدارند و مطالبه خسارت و ضرروزیان کنند.

پس حقوق اخلاقی در هر حال تامین‌شده است و نگرانی از احتمال سوءاستفاده از اثر در آینده- یعنی نقض حقوق اخلاقی- نباید سبب شود که بخواهیم حقوق اقتصادی اثر ابدی شود چون این دو مقوله، مستقل و تا حدود زیادی بدون تاثیر متقابل بر هم است: به عبارتی، این یک به دیگری دخلی و ربطی ندارد!

در پایان این جستار، یک قدردانی و یک انتقاد به خبرگزاری کتاب ایران که مبتکر این سلسله از گزارش‌ها درباره ماده ۱۲ قانون سال ۱۳۴۸ است، دارم:

قدردانی-

ایبنا با جویا شدن نظر فعالان نشر و نویسندگان درباره موقت بودن دوره کپی‌رایت در قانون فعلی به نحوی به زنده کردن این قانون اقدام کرد. در فضای حقوقی کشور چنان صحبت‌ها همه از ناکافی و قدیمی بودن این قانون هست که عملاً کسی به اجرای آن وقعی نمی نهد. به جای آن، همه سخن از پیش‌نویس لایحه قانون جدید کپی‌رایت می‌زنند؛ پیش‌نویسی که اکنون مدت ۱۰ سال از شروع تدوین آن به دست وزارت ارشاد می‌گذرد و با وجود همه وعده‌ها هنوز به مرحله تقدیم به مجلس برای بررسی نرسیده است؛ بگذریم که ارائه این لایحه به مجلس حتماً تغییرات عظیم را هم در آن به دنبال خواهد داشت، تغییراتی که اطمینان نداریم- با نظر به روال معمول برخورد مجلس ایران با اکثر لوایح دولتی- لزوماً مطالعه و کار کارشناسی برای انجام آنها شده باشد.

همه چنان از لایحه قانون جامع کپی‌رایت سخن می‌گویند گویی کپی‌رایت مساله‌ایست که تنها در آینده و پس از تصویب این قانون مورد نگرانی و دغدغه است و قرار هم هست که این قانون به محض تصویب همه مشکلات را بی بروبرگرد حل کند.

اما جای آنکه تمام توجه خود را به قانونی دهیم که هنوز حتی در مجلس هم طرح نشده و حتی در همین مرحله پیش‌نویس هم انتقادات از آن کم نیست، بهتر آنست که حداقل قسمتی از توجه خود را به قانون فعلی منعطف کنیم. کاری که ایبنا با تهیه این سلسله گزارش‌هایش تا حدودی انجام داد و از این بابت شایسته قدردانی است.

باور دارم قانون فعلی اگرچه چنان قدیمی که حتی باستانی(!) شده و در برخی قسمت‌ها عدم کفایت آن حقیقتاً رقت‌انگیز است، اما اصلاح موردی آن حداقل دو فایده دارد: از طرفی وضعیت حال حاضر ما را بهتر می‌کند- مقایسه کنید با پیش‌نویس لایحه‌ای که معلوم نیست کی در آینده تصویب شود و ما را «عاقبت به خیر» کند! و از طرف دیگر، با اصلاح موردی قانون فعلی، کمبودهای قانونی و نیازهای حقوقی جامعه هنرمندان گام‌به‌گام مشخص می‌شود و روش آزمون و خطا که متاسفانه روند جاافتاده قانونگذاری در ایران است، به جای آنکه در قانون جدید پیاده شود، در همین قانون فعلی صورت می‌گیرد.

انتقاد-

ایبنا به جای بررسی موقت بودن کپی‌رایت که در همه جای دنیا یک اصل اظهر من الشمس در حقوق کپی‌رایت است، می‌توانست نواقص و کمبودهای دیگر قانون کپی‌رایت فعلی را هدف گیرد و به بحث گذارد.

از نکات قابل بحث این قانون که بررسی آن و جویا شدن نظرات فعالان صنایع خلاقانه درباره آن را قویاً پیشنهاد می‌کنم، ماده ۲۲ قانون سال ۱۳۴۸ است که هنوز هم لازم‌الاجراست و منسوخ نشده و حتی هنوز کسی سخنی از بررسی امکان نسخ آن نزده. این ماده مقرر می‌کند که حمایت این قانون تنها شامل آثاری می‌شود که اول‌بار در ایران منتشر شده باشد و بنابراین نه تنها همه هنرمندان و مولفان خارجی را بلکه حتی پدیدآورندگان ایرانی که اثر خود را اول‌بار خارج از ایران منتشر کرده‌اند، از شمول حمایت این قانون خارج می‌کند. این قاعده در تناقض صریح با پیمان برن و به نظر نگارنده مهم‌ترین مانع ایران در پیوستن ایران به این پیمان است. همزمان با بررسی منافع و مضرات پیوستن به این پیمان- که اکنون خیلی در ایران باب شده- یکی از بهترین کارها بررسی لزوم نسخ این ماده از قانون فعلی است.

موضوعات دیگر قابل بررسی در قانون فعلی که می‌توان به راحتی اصلاحشان کرد کم نیستند. موادی که اصلاح آن‌ها «الم-شنگه» تصویب یک قانون کامل و مفصل و نو را ندارد و می‌توانند وضعیت کپی‌رایت را در ایران گام‌به‌گام بهبود بخشند. بررسی کارآمدی مجازات‌ها/ جریمه‌های پیش‌بینی‌شده موجود برای نقض کپی‌رایت یا تجارب نویسندگان از نقض حقوقشان و اینکه چه کرده‌اند برای مقابله با آن یا چرا نتوانسته‌اند کاری پیش برند، نقص قوانین ایران درباره استفاده منصفانه یا حقوق اخلاقی و لزوم وجود یک اداره مستقل کپی‌رایت از این جمله‌اند.

پیوند به سلسله گزارش‌های ایبنا درباره موقت بودن دوره کپی‌رایت از این قرار است:

حسن‌بیگی: محدودیت زمانی را برای انتفاع وراث قبول ندارم/ چرا حقوق ورثه به ناشر برسد؟ -قسمت پنجم
مدیر نشر بهتاپژوهش: قانون «حقوق مولف پس از مرگ» کامل است. -قسمت چهارم
مهدی غبرایی: حقوق آثار تا الی‌الابد باید به وراث پدیدآورنده برسد. قسمت سوم
کارشناس حقوق نشر: محدوده زمانی برای آثار فکری، به دلیل حمایت از جامعه است. قسمت دوم
سرشار: مخالف تعیین محدوده زمانی برای حقوق وراث نویسنده هستم. قسمت اول

هشدار کپی‌رایت!- مطالب تارنمای اثر اصیل تنها تحت شرایط مقرر در سند «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» قابل استفاده است. طبق این اجازه‌نامه استفاده‌کنندگان بالقوه از محتوای اثر اصیل مکلفند برای تعیین میزان و نحوه پرداخت حق‌التالیف- پیش از استفاده از مطلب- با دارنده حقوق و مالک تارنما (سوره صداقی) تماس بگیرند. این استفاده مشتمل است بر- از جمله، لیکن نه محدود به- استفاده از بیش از ۲۵۰ کلمه یا کل یک نوشته در وبلاگ یا وب‌سایت دیگر. قبل از استفاده از نوشته‌های این تارنما- حتی اگر دسترسی به آن‌ها بطور قانونی یا غیرقانونی از طریق سایت‌های دیگر ممکن گردانیده شده- سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا را مطالعه کنید. چند خط حاضر برای راهنمایی شما به پیوند این سند بوده و مطالعه آن به هیچ عنوان جایگزین مطالعه کل سند نبوده و رافع مسوولیت نمی‌باشد.

سه شنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۳
RSS Feed
Facebook
Google+
Twitter
  • دسته‌بندی

  • برچسب‌ها

  • مقررات و شرایط استفاده از محتوا

    نوشتارهای اثر اصیل نگاشته یا ترجمه سوره صادقی و حقوق مادی و معنوی آن‌ها محفوظ و متعلق به وی است. نظر به صرف وقت و هزینه بابت مطالعه، پژوهش، نگارش، بازنویسی و ویراستاری هر نوشته، رعایت کلیه حقوق مادی و معنوی موجود در آثار و نوشتارهای این تارنما لازم است و با جدیت مونیتور و پیگیری می‌شود. پیش از استفاده جزئی یا کلی از نوشتارهای این تارنما اطمینان حاصل کنید که «سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) را مطالعه کرده و به طور کامل رعایت می‌کنید. کلیه موارد عدم رعایت مفاد «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) با جدیت مورد پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت.

  • Designed and Developed
    Blue Fish Dream