پیوند حق دسترسی آزاد به اطلاعات با حقوق کپی‌رایت

در نوشته نخست جستار در آزادی دسترسی به اطلاعات، قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب بهمن ۸۷ که تصویب آئین‌نامه آن به تازگی این قانون را اجرایی کرده است، به اختصار معرفی شد و درباره استثنائات آن و نیز دو انتقاد وارد بر این قانون نکاتی مطرح شد. در نوشته حاضر، اشاره‌ای مختصر می‌شود به اینکه چطور آثار مورد حمایت کپی‌رایت به عنوان مصادیق اطلاعات «شخصی» از این قانون مستثنی‌اند- و باید باشند.

تصویب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات در حالی‌که وضعیت اعمال قوانین کپی‌رایت در ایران بسیار ضعیف و در حتی در وضعیت اسف‌بار است، کمی نگارنده را نگران می‌کند. پیوند این دو حقوق با هم چیست؟

بسیاری از آثار ادبی-هنری که مشمول حمایت کپی‌رایت می‌شوند، می‌توانند در شکل «سند» و حتی «اطلاعات» باشند. صد البته کپی‌رایت از دیتای خام حمایت نمی‌کند، اما گاه اطلاعات پردازش‌شده گردآوری‌شده یا حتی خلق‌شده می‌تواند مرزی باریک و مبهم با دیتای خام و خارج از حمایت کپی‌رایت داشته باشد.

به استناد این حق شهروندی، دسترسی به اطلاعات آزاد است اما آثار ادبی و هنری مشمول کپی‌رایت از استثنائات بارز و شناخته‌شده در سطح دنیا از این حق دسترسی است.

بگذارید با مثالی مساله را روشن‌تر کنم:

فرض کنید یک نهاد دولتی پیش از اخذ یک تصمیم، سفارش تهیه پژوهشی را به یک موسسه خوصوصی می‌دهد. موسسه خصوصی پژوهش را انجام داده و گزارش آن را به صورت سندی تهیه و به نهاد دولتی ارائه می کند. حال فرض کنید طبق قوانین یا طبق شرایط قراردادی میان آن نهاد دولتی و موسسه خصوصی، کپی‌رایت گزارش تهیه‌شده برای آن موسسه خصوصی باقی بماند. نهاد دولتی سپس بر مبنا و حتی به استناد آن گزارش تصمیمی را گرفته مثلاً در قالب بخشنامه یا مصوبه‌ای تصویب و ابلاغ می‌کند. حال فردی دسترسی به آن پژوهش را که مبنای ن مصوبه بوده، درخواست می‌کند، پژوهشی که به سفارش دولت تهیه شده لیکن بر حسب شرایط قراردادی یا مقررات مربوطه کپی‌رایت آن متعلق به موسسه خصوصی مانده است. و حالا در ادامه فرض کنید به هر سبب- سبب اینجا اهمیت ندارد- موسسه خصوصی مایل به در اختیار گذاشتن آن سند پژوهشی خود نباشد.

حال تکلیف چیست؟ آیا حق دسترسی به اطلاعات که یک حق شهروندی است مقدم است یا حق اشخاص حقوق خصوصی در اعمال کنترل بر آثار مورد حمایت کپی‌رایت خود؟

800px-Artistic_barbwire

دسترسی محدود است؟
-عکس از ویکی‌پدیا

آنگاه که نوبت به بررسی پیوند میان حقوق آزادی دسترسی به اطلاعات با حقوق کپی‌رایت رسد، در ایران دو نگرانی می‌تواند وجود داشته باشد:

۱. تعیین مرز اطلاعات شخصی و اطلاعات عمومی گاه کاری‌ست بسیار سخت و پیچیده. نگرانی خلط این دو نوع اطلاعات از آنجا ناشی می‌شود که دولت به بهانه شخصی بودن اطلاعات از ارائه آن سر باز نزند و در سوی مقابل باز اینکه به بهانه اجرای قانون موجبات تعرض به اطلاعات شخصی را اگر در تعیین مرز دقیقش با اطلاعات عمومی اشتباه بشود، فراهم نکند.

قوانین دسترسی آزاد به اطلاعات، تنها دسترسی به اطلاعات «عمومی» را هدف قرار می‌دهند. اما در عمل همیشه تعیین مرز اطلاعات عمومی و آثار مورد حمایت کپی‌رایت آسان نیست و این کار بنا به رویکرد نظام حقوق کپی‌رایت و اینکه آن نظام بیشتر طرف پدیدآورنده را می‌گیرد و در اعمال حقوق او دقیق و مصر است یا طرف جامعه را می‌گیرد و آسان بر حقوق پدیدآورندگان استثنا می‌زند، متفاوت است.

۲. اعمال حقوق انحصاری ناشی از کپی‌رایت در ایران هنوز بسیار کمیاب و ضعیف است. اعمال این حقوق در واقع چنان ناشناخته است که معمولاً اولین واکنش مردم و حتی خود هنرمندان اینست که «ایران که کپی‌رایت ندارد!». در حالی که حتی خود دارندگان حقوق به حق خود که نزدیک به ۵۰ سال است در ایران به رسمیت شناخته شده، آگاه نیستند، چطور می‌توان از دولت انتظار داشت که بر احترام به این حقوق پافشاری کند وقتی پای انجام وظیفه خودش به در دسترس گذاشتن اطلاعات در میان است؟!

این گفته‌ای معروف- البته به باور نگارنده، بسیار عوام و غیرحقوقی- است که «حق گرفتنی است نه دادنی». اگرچه با مضمون این گفته به کمال موافق نیستم، اما سخن اینست که وقتی خود دارندگان کپی‌رایت در پی اجرای حقوق خود نیستند، حال که دولت موظف به اجرای قانونی شده که می‌تواند به راحتی هم‌پوشانی‌های گسترده‌ای با حقوق کپی‌رایت داشته باشد، آیا نباید بیشتر از سایر نظام‌های حقوقی در دنیا که کپی‌رایت برایشان تبدیل به امری بدیهی، درک‌شده و رایج شده است، نگران بود؟!

در جمع دو نکته بالا می‌توان بطور مقدماتی چنین نتیجه گرفت:

در آمریکا و سایر کشورهای اروپایی که برخوردار از نظام‌های قوی کپی‌رایت هستند، برای حقوق مردم باید جنگید و اینکه به بهانه کپی‌رایت نمی‌توان حق مردم را از دسترسی به حتی کلیدی‌ترین اطلاعات اگر شفافیت می‌طلبد و جنبه‌های عمومی فراوان دارد، محدود کرد. در ایران اما- به باور نگارنده- احتمالاً به جایی خواهیم رسید که باید برای حقوق پدیدآورندگان بجنگیم تا مانع آن شویم که تصویب این قانون چماقی شود در دست دولت که سراغ پدیدآورندگان بیاید و مدام کنترلی که حقشان است بر آثار خود داشته باشند، از چنگشان درآورد و کپی‌رایت هنوز جان‌نگرفته و نحیف و مردنی را در این کشور هرچه بیشتر محدود و تهدید کند.

هشدار کپی‌رایت!- مطالب تارنمای اثر اصیل تنها تحت شرایط مقرر در سند «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» قابل استفاده است. طبق این اجازه‌نامه استفاده‌کنندگان بالقوه از محتوای اثر اصیل مکلفند برای تعیین میزان و نحوه پرداخت حق‌التالیف- پیش از استفاده از مطلب- با دارنده حقوق و مالک تارنما (سوره صداقی) تماس بگیرند. این استفاده مشتمل است بر- از جمله، لیکن نه محدود به- استفاده از بیش از ۲۵۰ کلمه یا کل یک نوشته در وبلاگ یا وب‌سایت دیگر. قبل از استفاده از نوشته‌های این تارنما- حتی اگر دسترسی به آن‌ها بطور قانونی یا غیرقانونی از طریق سایت‌های دیگر ممکن گردانیده شده- سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا را مطالعه کنید. چند خط حاضر برای راهنمایی شما به پیوند این سند بوده و مطالعه آن به هیچ عنوان جایگزین مطالعه کل سند نبوده و رافع مسوولیت نمی‌باشد.

چهارشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۳
RSS Feed
Facebook
Google+
Twitter
  • دسته‌بندی

  • برچسب‌ها

  • مقررات و شرایط استفاده از محتوا

    نوشتارهای اثر اصیل نگاشته یا ترجمه سوره صادقی و حقوق مادی و معنوی آن‌ها محفوظ و متعلق به وی است. نظر به صرف وقت و هزینه بابت مطالعه، پژوهش، نگارش، بازنویسی و ویراستاری هر نوشته، رعایت کلیه حقوق مادی و معنوی موجود در آثار و نوشتارهای این تارنما لازم است و با جدیت مونیتور و پیگیری می‌شود. پیش از استفاده جزئی یا کلی از نوشتارهای این تارنما اطمینان حاصل کنید که «سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) را مطالعه کرده و به طور کامل رعایت می‌کنید. کلیه موارد عدم رعایت مفاد «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) با جدیت مورد پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت.

  • Designed and Developed
    Blue Fish Dream