جُستار: زوایای کمترشناخته‌شده پدیده سرقت هنری در ایران

مقدمه

پوستر اول سی‌و‌سومین جشنواره تیاتر فجر به دلیل اعتراض‌های فراوان صاحبنظران به ویژه از میان هنرمندان تیاتر کنار گذاشته شد لیکن ظرف دو روز معلوم شد طرح پوستر دوم هم در قسمت اعظم آن حاصل سرقت هنری از طرح یک هنرمند هلندی است. برای پرهیز از تکرار ماوقع، شرح جزئیات آنچه روی داده را در خبر سایت تابناک بخوانید. همچنین گفتنی است روزنامه شرق روز بعد از افشاگری سایت تابناک، مصاحبه‌ای که در ظاهر شتابزده می‌نماید با آ. قباد شیوا، یکی از اعضای هیأت داوران برای انتخاب پوستر، انجام داد.

464050_555

در اولین فرصت- که اکنون به دست داد- درباره جوانب متنوع و متعدد برخاسته از سرقت هنری که در طراحی این پوستر رخ داده، مطلبی تهیه کردم؛ لیکن در حین نگارش، دوستی توجه مرا به صفحه فیس‌بوک آ. افشین پرورش، عکاس، جلب کرد که با مطالعه حتی اندکی از آن، عمق فاجعه‌ای که از رواج سرقت هنری در ایران در حال رخداد است، بر من روشن شد.

اگرچه مواردی از این سرقت‌ها گاه‌و‌بیگاه از گوشه‌و‌کنار و بیشتر در جامعه آکادمیک و در نگارش مقالات، پایان‌نامه‌های تحصیلی و حتی کتاب‌های دانشگاهی شنیده بودم، اما هیچ‌گاه نمی‌دانستم رواج این عمل قبیح در آفرینش آثار هنری تجسمی در ایران چنان گسترده و رایج و در نهایت تاسف، حتی گویا چیزی عادی است. اکنون نتیجه‌ای که شخصاً از آموختن درباره واقعیت رواج سرقت هنری در ایران گرفتم آنست که تا جای ممکن باید به بررسی این پدیده از دیدگاه تخصصی حقوقی و تا حدی اجتماعی پرداخته شود- و به سهم خود نسبت به آن اقدام کردم. کما اینکه در صفحه آ. افشین پرورش که گویا تا حد زیادی به فاش کردن موارد تقلید‌ها، کپی‌کاری‌ها و سرقت‌ها اختصاص داده شده، کامنت‌های بازدیدکنندگان حاکی از عدم آشنایی کافی مردم با تحلیل‌های حقوقی و جامعه‌شناختی- خصوصاً از دیدگاه حقوق کپی‌رایت که تقریباً به طور مستقیم به مساله سرقت هنری ربط دارد- است، چه متاسفانه قبح این عمل در هیچ دوره‌ای از آموزش رسمی در ایران- حداقل نه به اندازه کافی- به افراد آموخته نشده، نکته‌ای که در قسمت سوم این جُستار در قالب عدم آموزش درباره تعهد هنرمند کمی به آن خواهم پرداخت.

لذا با تمرکز بر مورد پوستر دوم جشنواره سال ۹۳ تیاتر فجر به عنوان نوعی موردپژوهی، جُستاری را به بررسی مهم‌ترین جوانب و زوایای مساله سرقت هنری در ایران ویژه می‌کنم. این جستار در سه نوشته به ترتیب به بررسی ۱. پیوند سرقت هنری با حقوق کپی‌رایت، ۲. انزوای هنری کشور که به سرقت هنری در ایران دامن زده و اینکه چطور ضعف قوانین کپی‌رایت موجب این انزوا شده است، و ۳. اینکه شرم این عمل قبیح غیراخلاقی غیر از خود طراح نصیب چه کسان دیگری است، می‌پردازد.

قسمت اول-

سرقت هنری یا نقض کپی‌رایت؟

در نوشته پیشین اثر اصیل مطلبی آموزنده از یک وبلاگ آمریکایی را درباره وجوه شباهت و افتراق نقض کپی‌رایت و سرقت ادبی/ هنری/ علمی (پلی‌جیاریزم) ترجمه کردم. با این توضیح که رابطه منطقی نقض کپی‌رایت با سرقت هنری رابطه عموم و خصوص من‌وجه است (نوشته مذکور را بخوانید)، اکنون کاربرد آموخته‌های آن نوشته بر پوستر جشنواره فجر آنست که این مورد از مواردی است که هم نقض کپی‌رایت و هم سرقت هنری مصداق پیدا کرده است.

طراح این پوستر مرتکب نقض کپی‌رایت شده زیرا وی از قسمت اعظم کار هنرمند هلندی، فرانک نِدِرس‌تیگت، Franck Nederstigt، استفاده کرده. طرح آ. ندرس‌تیگت بنابر قواعد بنیادین کپی‌رایت- که طرح همه آن‌ها در این نوشته معقول و ممکن نیست- مورد حمایت کپی‌رایت است و مدت کپی‌رایت هم منقضی نشده. استفاده آ. امیر رجبی، طراح پوستر جشنواره تیاتر فجر سال ۹۳، از طرح هنرمند هلندی به هیچ روی شامل مصادیق استفاده منصفانه یا سایر اسنتثنائات کپی‌رایت نمی‌شود، پس ایشان باید: ۱. از هنرمند هلندی کسب اجازه می‌کرد و به احتمال زیاد باید مبلغی بابت «حق پدیدآورنده» royalties بابت استفاده از طرح به وی می‌پرداخت، و ۲. حقوق معنوی (اخلاقی) هنرمند را رعایت می‌کرد؛ این حقوق از جمله مشتمل بر حق انتساب و حق انسجام است. یعنی آ. رجبی اولاً باید ضمن کسب اجازه از هنرمند هلندی با وی مطرح می‌کرد که قرار است طرح وی را به صورت دو چشم با خطوط سیاه در اطراف آن تبدیل کند، به عبارتی به هنرمند هلندی باید می‌گفت که قرار است در اثر وی تغییراتی دهد و کسب اجازه از وی می‌کرد بابت این تغییرات (رعایت حق انسجام)، و ثانیاً باید در جایی در زیر یا کناره‌های پوستر ذکر نام هنرمند هلندی را انجام می‌داد (رعایت حق انتساب).

به نظر نمی‌رسد آ. امیر رجبی هیچ‌یک از این کارها را کرده باشد، پس نقض کپی‌رایت رخ داده است.

طرح این پوستر مصداق سرقت هنری هم هست زیرا قسمت تاثیرگذار آن (چشم‌ها) طابق‌النعل‌بالنعل طرح آ. فرانک ندرس‌تیگت، طراح هلندی، است و این در حالی است که ذکر نامی از وی نشده و کار به نحوی ارائه شده که هیأت داوران و مخاطب عام می‌پندارد تمام کار اثر آ. امیر رجبی است و این مصداق سرقت هنری است: اگر طراح ایرانی انقدر شهامت (و مهم‌تر از آن: صداقت و تعهد هنری) داشت که با فونت ریزی در گوشه کار بنویسد: «بر اساس کاری از فرانک ندرس‌تیگت» بسیاری از مشکلات حل می‌شد: اولاً دیگر بحث سرقت هنری نبود و تنها مساله نقض حقوق هنرمند مطرح می‌بود، و ثانیاً می‌شد از هنرمند دفاع کرد که حتی حقوق انتساب اثر (یکی از دو حق مهم معنوی هنرمند) را رعایت کرده است. شاید حتی اگر آ. فرانک ندرس‌تیگت از این استفاده خبردار می‌شد و اسم خود را می‌دید که در کنار کار ذکر شده، حتی از حقوق مادی خود نیز می‌گذشت.

با این وجود، کدام: نقض کپی‌رایت یا سرقت هنری؟ اهمیت بار اجتماعی مساله

اگرچه در یک اثر دو خطای نقض کپی‌رایت و سرقت هنری، توامان، رخ داده و مصداق یافته‌اند، اما این خطاها هر دو به یک اندازه حائز اهمیت نیستند. در حالی که نقض کپی‌رایت، حقوق یک شخصِ تنها را مورد تعرض قرار داده، سرقت هنری خطایی است که حقوق کل افراد جامعه را زیر پا می‌نهد. جوناتان بیلی این نکته را چنین توضیح می‌دهد: «در نقض کپی‌رایت، تنها کسانی که در آفرینش اثر دست داشته‌اند از خطای رخ داده زیان می‌بینند؛ اما در سرقت علمی، جدای از پدیدآورندگان، مخاطبان اثری که در نتیجه سرقت علمی پدید می‌آید هم قربانی هستند، زیرا آنها در اینکه چه کسی آفریننده اثر است فریفته شده‌اند. … هر دو عمل تنها با این نکته از هم متمایز می‌شوند که در دومی یک دروغ اضافه هم به عموم مردم گفته می‌شود. تفاوتی عجیب که نشان می‌دهد زشتی کار غیراخلاقی هنگامی که در حق مردم انجام شود، انگار بسیار بیشتر و جدی‌تر است و زشتی کار غیراخلاقی هنگامی که در حق پدیدآورندگان آثار انجام شود گویی سبک‌تر است.»

پس زشتی مضاعف سرقت هنری در دروغی است که طراح به مردم درباره هویت آفریننده اثر گفته است؛ اما زشت‌تر بودن این عمل در کشورمان وقتی برجسته‌تر می‌شود که توجه کنیم پیگرد نقض کپی‌رایت برای هنرمندانی که آثارشان در ایران منتشر نشده چندان آسان یا حتی ممکن نیست- در قسمت دوم جستار، این نکته را بیشتر توضیح خواهم داد؛ پس رعایت حقوق ذکر نام این هنرمندان تنها به تعهد هنری هنرمند بسته است و به یک مساله حساس اخلاقی تبدیل شده. در چنین شرایطی طراح بی‌هنری که چنین با آسودگی خیال این نکته حساس اخلاقی را زیر پا له کند، نه فقط در حق طراح کار اصلی ظلم کرده، بلکه به نمایندگی از ایران همه ما ایرانیان را نیز افرادی دزد، دروغگو و فریبکار در چشم آن هنرمند و جامعه هنری جهانی جلوه داده است.

اهمیت زمان فاش شدن مساله: دزد نگرفته پادشاست!

در ارتکاب قریب به اتفاق موارد سرقت هنری در ایران یک الگوی خاص وجود دارد و آن اینکه مرتکب در ابتدا مساله خلق اثر بر اساس کار هنرمند دیگر را بالکل مسکوت می‌گذارد و پس از اینکه مساله «لو» رفت، در توجیه کار خود ابراز می‌دارد که کار تنها «بر اساس» طرح دیگر بوده و این عمل در دنیای هنر بسیار هم رایج است و… .

در واقع، سیاست طراحان بی‌هنری که دست به سرقت هنری می‌زنند آنست که امید بر آن بندند که سرقتشان هیچ‌گاه «کشف» نخواهد شد و خودشان هم هرگز مساله را فاش نخواهند کرد. بعداً هم اگر احتمالاً کسی «بو ببرد» و آنرا فاش کند، توجیه اینکه اثر، کار «اقتباسی» است، همیشه در دسترس است. اما نکته آنست که این واقعیت که «دزد نگرفته پادشاست» هرگز از لحاظ اخلاقی نمی‌تواند و نباید مبنای قضاوت قرار گیرد: دزد، دزد است، چه بگیرندش و چه خیر. سرقت هنری قبیحِ اخلاقی است چه مردم این شانس را داشته باشند که مچ دروغگو را بگیرند و چه او بتواند سالم بگریزد، در هر حال،‌ عمل او سزاوار شرم است و افسوس که این شرم در کشور ما هنوز در هنرمندان درونی نشده است.

به سخن دیگر، نکته مهم در حکم به اینکه عملی سرقت هنری است یا خیر، آنست که آیا طراح از «اقتباسی» بودن کارش اصولاً صحبتی کرده و اگر آری، چه زمان؟ اگر به هنگام خلق یا ارائه اثر اشاره به اقتباسی بودن آن کند، مردم در اینکه آفریننده اثر کیست فریب نخواهند خورد و این، یعنی احتمال سرقت هنری از بین می‌رود- اگرچه احتمال نقض کپی‌رایت همچنان موجود است. اما اگر طراح اشاره‌ای به اقتباسی بودن کار نکند، برای قضاوت باید در اوضاع و احوال پرونده دقت کرد. در فرضی که طراح به اقتباسی بودن اثر اشاره نکرده باشد، دو احتمال متصور است که تنها یکی از آنها سرقت هنری است:

اول- طراح اشاره به اقتباسی بودن کار نکرده، لیکن اثرِ مورد اقتباس، معروف است و اکثراً آن را می‌شناسند؛ یا اینکه اقتباسی بودن کار خیلی واضح است و بیننده فرض اولیه‌اش آنست که کار بر اساس اثر دیگری خلق شده که آفریننده آن، کس دیگری بوده است. در این حالت، سخت است که عمل وی را مصداق سرقت هنری بپنداریم. نهایت آنست که این طراح بخاطر بی‌دقتی یا عدم آگاهی به حساسیت مساله ذکر نام سرزنش می‌شود.

The-Homer-Scream-by-meowza

آیا می‌توان این اثر را سرقت هنری به حساب آورد؟! البته که خیر! اقتباس از نقاشی مشهور مونک واضح است حتی اگر هم به هیچ ترتیب ذکر نام نشده باشد.

Simin Behbahani Image and Photo

واضح است که اثر تصویرسازی (سمت چپ) کار اقتباسی و بر اساس یک عکس بوده است، به این ترتیب سخت (و تا حدی غیرمنصفانه) است که آنرا سرقت هنری قلمداد کرد. توضیح بیشتر در زیر آمده است.

[توضیح تصویر: در بحث‌های گسترده‌ای که تابستان ۹۳ اقتباس کار تصویرسازی آ. جعفرنژاد از عکس آ. عاشوری‌نیا در پی داشت، عکاس از عدم رعایت حقوق مادی خود (اینکه بابت استفاده از عکس پولی به وی پرداخته نشده بود) شکایت نداشت بلکه واکنش وی در جمله‌ای خلاصه می‌شد: «این تصویر اثر من است» به عبارت دیگر عمده ناراحتی او از عدم ذکر نام بود که تلویحاً دفاع در برابر سرقت هنری را تداعی می‌کرد. این برداشت وی، بحث‌های مفصلی را در فیس‌بوک و وبلاگ عکاس برانگیخت که همه حاکی از «واکنش مردم» به مساله و نشان‌دهنده این بود که وضعیت پیش‌آمده شباهت‌هایی به سرقت هنری داشت که مردم هم ناخودآگاه به نحوی خود را ذینفع می‌دیدند و در بحث‌ها شرکت می‌کردند. با ارائه توضیحات از سوی آ. جعفرنژاد و طرح جوانب گوناگون مساله (از جمله نوشته‌ای که اینجانب به سهم خود در واکنش به این داستان در اثر اصیل گذاشتم و استقبال از آن خوب بود)، هرچه بیشتر معلوم شد که مساله صرفاً کوتاهی ناشی از آگاهی کم تصویرساز از اهمیت ذکر نام در آثار اقتباسی است وگرنه هیچ‌گاه قصد وی آن نبوده که پرتره معروف را به نام خود جلوه دهد. اثر تصویرسازی چنان خلق شده بود که واضح بود بر اساس یک عکس است و برداشت نگارنده آنست که تصویرساز- و مهم‌تر از آن روزنامه شرق که آن اثر را چاپ کرده بود- این «بدیهی بودن» را فرض گرفته و در رعایت مساله ذکر نام کوتاهی کرده بود. با روشن شدن این جنبه ماجرا مساله با صلح میان دو هنرمند ختم شد.]

این وضعیت اما در حالت دوم وجود ندارد و در این حالت است که سرقت هنری رخ می‌دهد بی‌آنکه جایی برای توجیه و دلیل‌تراشی باقی گذارد:

دوم- اثر خلق‌شده اگرچه «بر اساس» اثر دیگری است اما این «اقتباس» واضح نیست یا اثر مورد «اقتباس» قرارگرفته مشهور نیست و طراح اثر ثانویه هم به اینکه از کار هنرمند دیگری استفاده کرده یا مصالح کار قرار داده، اشاره‌ای نمی‌کند. در واقع، در اینجا چنین جلوه داده می‌شود که طراح اثر ثانویه همه اجزای اثر را خط به خط و جزء به جزء با دست خودش آفریده و خود طراح هم آگاه است که دیگران این برداشت را از اثر دارند و با این‌حال برای دادن آگاهی به اینکه اینطور نیست، اقدامی نمی‌کند.

این کار مصداق سرقت هنری است، یعنی فریفتن جامعه درباره هویت آفریننده اثر. طراحی پوستر دوم را که اینجانب برای اول‌بار در ایسنا دیدم در شگفت شدم که چه کار عجیبی است تمام این خطوط و چطور نگاه بیننده را به خود خیره می‌کند. نتیجه گرفتم که با وجودی که چیزی عجیب در طرح است که ناخوشایندش می‌کند (دو روز بعد با افشاگری سایت تابناک فهمیدم که اثر اصلی فقط طرح یک چشم بوده که تاثیرش را می‌گذارد در حالیکه در اثر آ. امیر رجبی، یک چشم دو تا شده و موجب نوعی سرگیجه و احساس ناخوشایند در بیننده می‌شود!)، اما خوب کار جالبی کرده و حقش بوده انتخاب شود.

در هیچ‌کجای این افکار اثری نبود از شک به اینکه «آیا کار خودش است یا از جایی استفاده کرده یا حتی الهام گرفته؟» و این عدم شک یعنی بیننده باور کرده که خط به خط آن طرح را آ. رجبی کشیده است. او نیز ساکت در این باره مانده بود. پس می‌توان گفت او مخاطبان اثر را فریفته. حال اینکه بعد از افشاگری سایت تابناک در توجیه کار زشت طراح گفته شود کار وی «اقتباسی» است و اقتباس، معمول دنیای هنر است، دیگر دیر است و قانع‌کننده نیست بلکه خود اقدام آگاهانه دیگری است به سوی فریفتن جامعه گویی همان بار اول کافی نبوده است!

سرقت هنری: الهام یا تقلید؟

آ. اردشیر صالح‌پور، دبیر جشنواره تیاتر فجر ۹۳، که البته نقشی در انتخاب پوستر نداشته، در یک کنفرانس خبری در پاسخ به پرسشی درباره اینکه اثر «کپی» (نه حتی سرقت هنری!!) از کار دیگری است گفته: «هیچ اثر ادبی‌، هنری و سینمایی را نمی‌توان در تاریخ هنری پیدا کرد که مطمئن باشید از هیچ جای دیگری الهام نگرفته است».

چنانکه در بالا رفت، این، واکنشِ معمول طراح بعد از فاش شدن سرقت هنری یا هرآنکه بخواهد از کار وی دفاع یا آنرا توجیه کند، است. پس از آنکه مساله «لو» رفته و نوبت به شرمساری رسیده، به جای قبول خطای زشت اخلاقی، در جهت توجیه برمی‌آیند و مفاد این توجیه همیشه همین است: «کار، اقتباس بوده نه کپی»، «الهام از اثر وی بوده نه کپی کامل» و امثالهم.

اما آنچه در تحلیل منطقی این استدلال باید کانون توجه باشد این نیست که آیا «استفاده» از اثر دیگری به صورت کامل بوده یا با اعمال تغییرات جزئی، یا الهام بوده یا… . این توجیه، نوعی مغالطه «نکته انحرافی» red herring است (درباره مغالطه‌های رایج در استدلال‌های منطقی این نوشته اثر اصیل را بخوانید)، زیرا مساله این نیست که ذات این استفاده چه بوده (کپی یا تقلید یا الهام)، بلکه مساله اصلی آنست که چرا این استفاده مسکوت گذارده شده به نحوی که مخاطب بپندارد که کار تماماً خلق دست طراح بی‌هنر است. اگر طراح شهامت داشت و از اول اذعان می‌کرد کار بر اساس طرح آ. ندرس‌تیگت است به یقین هیچ‌یک از تمام این جنجال‌ها به پا نمی‌شد چون مساله، کپی یا الهام نیست؛ مساله، «اثر دیگری را جای اثر خود جا زدن» است.

البته جای بحث‌های حرفه‌ای از دیدگاه تخصصی هنری در اینجا هست- و چه خوب بود اگر جامعه هنری ایران با توجه به رواج اسف‌بار سرقت هنری در خلق آثار، در این‌باره بیشتر بحث‌ می‌کردند، مقالاتی نوشته می‌شد و حتی همایش‌هایی برگزار می‌شد- که آیا مرز الهام و تقلید کجاست و کدام‌یک تا چه حد با روح هنر که همانا «خلاقیت» و «از نو آفریدن» است، در هماهنگی است یا ممکن است مورد توصیه یا نکوهش باشد. اصولاً مفهوم خلاقیت و از نو آفریدن چیست وقتی نوبت به مقوله الهام می‌رسد؟ آیا اضافه کردن دو تکه سبز با طرح‌هایی از ترمه (؟) به بالا و پایین اثر هنرمند هلندی و کپی یک چشم و میرور کردن آن که نتیجه شکل دو چشم و ابرو کنار هم شود، مصداق از نو آفریدن هست؟ یا آیا تمرینی که یک هنرآموز نقاشی با کپی یا حتی برداشت آزاد از آثار دیگر هنرمندان می‌کند، -البته هنرمندان خارجی و بی‌ذکر نام!- می‌تواند خلاقانه انگاشته شود و تا چه حدی و چرا؟

10378078_1582414978660389_8891875152586599985_n

آیا تمرینی که فرد با کپی یا حتی برداشت آزاد از آثار دیگر هنرمندان می‌کند، -البته هنرمندان خارجی و بی‌ذکر نام!- می‌تواند خلاقانه و به تمام خلق دست او انگاشته شود؟ آیا حدی وجود دارد و چرا؟

[تصویر بالا از صفحه فیس‌بوک آ. افشین پرورش]

اما آنچه به ذهن نگارنده می‌آید- که تحصیل‌کرده حقوق هستم و اطلاعاتم از مسائل تخصصی هنر در حد اطلاعات یک «علاقمند» یا در نهایت، یک «آماتور» است- آنست که باید به «حسی» که مخاطب از اثر می‌گیرد، اطمینان کرد. سوالی که من مطرح می‌کنم اینست: آیا اگر آن طرح اصلی اولیه وجود نداشت، باز هم این اثر مورد بحث به همین شکل آفریده می‌شد؟ به نظر اینجانب، اگر اثر دوم بر مبنای الهام باشد، پاسخ، بلی است: بله همچنان به همین شکل یا به شکلی مشابه این آفریده می‌شد، ولی اگر اثر دوم تقلید غیرخلاقانه، کپی و سرقت هنری باشد، پاسخ منفی است: اگر آن اثر اصلی (دزدیده‌شده) وجود نداشت اثر دوم هیچ‌گاه نه تنها به این شکل بلکه اصولاً در کل، به وجود نمی‌آمد و خلق نمی‌شد.

اگر آ. فرانک ندرس‌تیگت اثر چشم‌گیر خود: eye see you را با این افکت موجی‌شکل که برخاسته از کار دقیق گرافیکی است تا حدی که بیننده را دچار خطای دید می‌کند، نیافریده بود، آ. امیر رجبی پوستر فعلی را با دو چشم معمولی که خودش بکشد جایگزین نمی‌کرد و این پوستر با تاکید بر دو چشم غول‌آسای تهدید‌کننده در میانه آن، آفریده نمی‌شد.

اثر آ. امیر رجبی سرقت هنری است نه الهام و نه کار اقتباسی.

از لحاظ فنی حقوقی این پوستر می‌تواند مصداق اثر اقتباسی که با نقض حقوق پدیدآورنده اثر اصلی آفریده شده، باشد اما چون اقتباسی بودن کار، عمداً مسکوت مانده تا سایت تابناک به افشاگری پرداخته، و نیز به این دلیل که اینجا اهمیت قبح دروغی که به جامعه مخاطب اثر گفته می‌شود، بر این واقعیت که آ. رجبی از آ. ندرس‌تیگت اجازه نگرفته، پیشی می‌گیرد، نگارنده با قاطعیت بر آنست که این کار یک سرقت هنری است، و موجب شرم.

اینکه چرا ارتکاب سرقت هنری به این راحتی و با آسودگی خیال در ایران نه تنها رخ می‌دهد بلکه گویا به گستردگی رواج هم پیدا کرده گویی به نوعی «سبک کار» تبدیل شده (وای بر ما)، در نوشته بعدی بحث می‌شود:

خودداری ایران از پیوستن به پیمان‌های بین‌المللی کپی‌رایت موجب انزوای هنری کشور

هشدار کپی‌رایت!- مطالب تارنمای اثر اصیل تنها تحت شرایط مقرر در سند «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» قابل استفاده است. طبق این اجازه‌نامه استفاده‌کنندگان بالقوه از محتوای اثر اصیل مکلفند برای تعیین میزان و نحوه پرداخت حق‌التالیف- پیش از استفاده از مطلب- با دارنده حقوق و مالک تارنما (سوره صداقی) تماس بگیرند. این استفاده مشتمل است بر- از جمله، لیکن نه محدود به- استفاده از بیش از ۲۵۰ کلمه یا کل یک نوشته در وبلاگ یا وب‌سایت دیگر. قبل از استفاده از نوشته‌های این تارنما- حتی اگر دسترسی به آن‌ها بطور قانونی یا غیرقانونی از طریق سایت‌های دیگر ممکن گردانیده شده- سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا را مطالعه کنید. چند خط حاضر برای راهنمایی شما به پیوند این سند بوده و مطالعه آن به هیچ عنوان جایگزین مطالعه کل سند نبوده و رافع مسوولیت نمی‌باشد.

دوشنبه، ۲۷ بهمن ۱۳۹۳
RSS Feed
Facebook
Google+
Twitter
  • دسته‌بندی

  • برچسب‌ها

  • مقررات و شرایط استفاده از محتوا

    نوشتارهای اثر اصیل نگاشته یا ترجمه سوره صادقی و حقوق مادی و معنوی آن‌ها محفوظ و متعلق به وی است. نظر به صرف وقت و هزینه بابت مطالعه، پژوهش، نگارش، بازنویسی و ویراستاری هر نوشته، رعایت کلیه حقوق مادی و معنوی موجود در آثار و نوشتارهای این تارنما لازم است و با جدیت مونیتور و پیگیری می‌شود. پیش از استفاده جزئی یا کلی از نوشتارهای این تارنما اطمینان حاصل کنید که «سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) را مطالعه کرده و به طور کامل رعایت می‌کنید. کلیه موارد عدم رعایت مفاد «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) با جدیت مورد پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت.

  • Designed and Developed
    Blue Fish Dream