چندی پیش به عنوان یک کارشناس کپی‌رایت در جمعی از دانشجویان هنرهای تجسمی حاضر شدم تا به روشن کردن ابهامات حل‌نشده آنان درباره «مرزهای کپی و اقتباس» کمک کنم. بحث‌ها چنان به سوی واکنش‌های احساسی و هیجانی کشیده شد که در طی روز پس از آن قانع شدم که ریشه عدم درک این «هنرمندان آینده» از مقوله کپی‌رایت و انکار لزوم احترام به آن را خیلی ساده در ندانستن مفهوم «حقوق مادی» که کپی‌رایت برای هنرمند شناسایی می‌کند، باید جست.

در این نوشته تلاش می‌کنم مفهوم این دسته حقوق را- که پیش از این بنا بر تجربه شخصی درکش را ساده و آسان می‌انگاشتم- توضیح دهم. مطالعه این نوشته به ویژه برای کسانی توصیه می‌شود که به عادت می‌پندارند که «افراد در استفاده از آثار ادبی و هنری اگر نیت سوء و بدخواهانه نداشته باشند، آزادند». خیر، این پندار خلاف روشن کپی‌رایت است!

در ابتدا باید اشاره همیشگی خود را به تمایز دو دسته حقوقی که کپی‌رایت ایجاد می‌کند، داشته باشم: حقوق مادی (یا اقتصادی، در اصطلاح انگلیسی) همه آن امکانات و توانایی‌هایی است که قانون به دارنده حقوق اعطا می‌کند تا بتواند از اثر خود درآمدزایی کند. پس بطور مختصر: هر چه مستقیماً مربوط به مقوله «پول» باشد. در مقابل، حقوق معنوی (یا اخلاقی، در اصطلاح انگلیسی) مربوط به قلمرو اخلاق و انصاف در رفتار استفاده‌کننده از اثر می‌شود. نقض این حقوق اگرچه ممکن است در دادگاه‌ها به پرداخت غرامت (= پول) منجر شود، اما مستقیماً آثار و نتایج پولی ندارد. مهم‌ترین حقوق معنوی: حق انتساب (ذکر نام پدیدآورنده در صورت استفاده از اثر) و حق انسجام (ممنوع بودن تکه‌تکه کردن و مُثله کردن اثر و منع استفاده از اثر در مقاصدی که مد نظر پدیدآورنده نبوده، و مشابه آن) است.

پس: هر آنچه «پولی» است در کپی‌رایت ما را می‌رساند به مقوله حقوق مادی.

از طرفی، «کسب اجازه» از دارنده حقوق برای استفاده از اثرش تقریباً همیشه (خصوصاً در دنیای غرب که قوانین کپی‌رایت ضمانت اجرای قوی دارند) برابر است با اینکه دارنده حقوق در ازای اعطای اجازه، وجهی بابت حق پدیدآورندگی royalty درخواست می‌کند. به این ترتیب می‌بینید که «اعطای اجازه برای استفاده از اثر» در واقع نوعی به کار بستن همان «حقوق مادی» ناشی از کپی‌رایت است.

حال بحث اصلی ما: حقوق مادی چیست- برای درک مفهوم این حقوق توجه به دو نکته متمایز در آن واحد مهم است:

۱. حقوق مادی «انحصاری» است

کپی رایت به تصریح نویسندگان و قوانین نوشته، نوعی «امتیاز» است؛ حتی از آن به عنوان نوعی «monopoly» یاد می‌شود که گونه‌ای بار «منفی» دارد؛ به این معنا که قانونگذار برای حمایت از پدیدآورنده به گونه‌ای «تبعیض» روی می‌آورد تا در قریب به همه موارد استفاده، طرفِ دارنده حقوق را بگیرد و کسب اجازه (و لزوم پرداخت پول به او) را تکلیف کند. بدون شناسایی این حق انحصاری «تبعیض‌آمیز»، هنرمند نخواهد توانست به کسب درآمد از هنر و استعداد خود بپردازد و در نتیجه نمی‌تواند به «استقلال مالی» برسد.

مفهوم انحصاری بودن حقوق مادی چنان غالب و مسلط است که معمولاً در هر تعریفی که از کپی‌رایت می‌شود، رد پایی از آن را می‌بینید؛ به این ترتیب که کپی‌رایت از دید کارشناسان معمولاً به حقی تعبیر و تعریف می‌شود که امکان حفظ کنترل بر روی تمامی موارد استفاده از اثر را به دارنده کپی‌رایت می‌دهد. بعنوان مثال، در نوشته پیشین این تارنما خانم جوئل، نویسنده در سایت وایپو، کپی‌رایت را چنین تعریف کرده: «به طور خلاصه، کپی‌رایت به دارندگان حقوق این اختیار را می‌دهد که تعیین کنند اثر چگونه، کی، کجا و توسط چه کسی استفاده شود.» این نهایت قدرت انحصاری یک مالک بر روی مال خود است.

مستند ویژگی انحصاری بودن در قانون ایران ماده ۳ و ۵ قانون حمایت از مولفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال ۴۸ است:

ماده ۳- حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حق بهره برداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست.

ماده ۵- پدیدآورنده اثرهای مورد حمایت این قانون می‌تواند استفاده از حقوق مادی خود را در کلیه موارد از جمله موارد زیر به غیر واگذار کند… .

در ماده ۳ قانونگذار صراحتاً از لفظ «حق انحصاری» استفاده کرده یعنی: متعلق به پدیدآورنده است، می‌تواند هر آنچه بخواهد با آن بکند و می‌تواند همه اشخاص دیگر را از انتفاع از آن منع کند؛ و در ماده ۵ نیز باز صراحتاً ذکر کرده «استفاده… در کلیه موارد…»، و استفاده از واژگان «از جمله» در ادبیات حقوقی بار معنایی دارد: مواردی که شمرده می‌شود تمثیلی است و احصایی نیست پس شامل همه نوع موارد دیگر استفاده هم می‌شود.

شخصاً با وجود اینهمه تکرار و اصرار بر اینکه: «همه جور استفاده‌ای مد نظر است و حق اعطای اجازه در همه اینها با دارنده حقوق مادی است و نه کس دیگر»، فکر نمی‌کنم تاکید دیگری هم ممکن بوده باشد که قانونگذار نکرده باشد!

البته بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید قانونگذار به دنبال اعطای قدرت‌های انحصاری افسارگسیخته که بعدها ابزار سوءاستفاده دارندگان آن شود، نیست و این محدود کردن چنین قدرت انحصارگونه و تبعیض‌آمیز را که حقوق مادی به دارنده‌اش می‌دهد، قانونگذار با پیش‌بینی یک شرط ساده انجام داده است: حقوق مادی محدود به زمان است!

در واقع، محدود بودن مدت حقوق مادی تنها به این خاطر است که چنان قدرت انحصاری که به دارندگان حقوق اعطا می‌شود، از کنترل خارج نشود و بنابراین صرف این واقعیت که قانونگذار مدت حقوق مادی را تعریف می‌کند و نمی‌گذارد که ابدی باشد (برخلاف حقوق معنوی که ابدی است)، دلیل دیگری بر این واقعیت است که هرآنچه از انواع استفاده از اثر ممکن است شامل این اختیار و قدرت مطلق دارنده حقوق می‌شود؛ به سخن دیگر، قانونگذار قدرت انحصاری دارنده حقوق برای حفظ کنترل بر موارد استفاده از اثر را با موقت شمردن این حقوق محدود می‌کند، نه با محدود کردن موارد استفاده‌ای که شامل لزوم کسب اجازه از دارنده حقوق بشود. پس: همه جور استفاده‌ای از اثر شامل لزوم کسب اجازه (و پرداخت وجه به دارنده حقوق) می‌شود، تا زمانی که حقوق مادی منقضی شود. این مدت در قانون ایران عمر پدیدآورنده به اضافه ۵۰ سال است.

البته دقیق که باشیم باید گفت مواردی بسیار معدود هم هستند که جزو «استثنائات» شمرده می‌شوند. لیکن اینها چنان معدودند که در مقابل خیل عظیم همه دیگر انواع استفاده‌های ممکن از اثر که لازم به کسب اجازه‌اند، عملاً به حساب نمی‌آیند! در ادامه به این استثنائات می‌پردازم.

بنا بر تجربه اخیر خود در میان هنرمندان [آینده؟] تجسمی و دیدن انکار و مخالفت تمام قد آنان با این واقعیت که کپی‌رایت خیلی ساده یعنی «در صورت استفاده از اثر باید از دارنده حقوق اجازه گرفت»، نتیجه‌ای که گرفتم این بود که تعریف مفهوم «انحصاری بودن»- حداقل برای مخاطبان ایرانی (خصوصاً اگر در صنف هنرهای تجسمی باشند!)- به صورت «ایجابی» کفایت نمی‌کند، بلکه باید همچنین به صورت «سلبی» هم معنا شود.

همین ظرافت است که ما را به نکته دوم بسیار مهم در درک مفهوم حقوق مادی می‌رساند که در بالا هم اشاره کردم: استثنائات

۲. استثنائات، موارد معدودی از استفاده‌ها هستند که نیاز به کسب اجازه ندارند

برای اینکه مخاطب ایرانی مفهوم حقوق مادی را درک کند، تنها کافی نیست که بگوییم «هر استفاده‌ای از اثر، اجازه می‌طلبد»، بلکه در کنار آن باید تاکید کرد: «تنها در موارد استثنایی کسب اجازه لازم نیست» بعبارت دیگر، باید گفت: «اگر استفاده شما جزو استثنائات احصا شده و برشمرده در قانون که محدودند، معدودند، و تمثیلی و قابل تعمیم و گسترش نیستند، نباشد، پس باید از دارنده حقوق مادی اجازه بگیرید».

استفاده مجاز یا استثنائات به طور مستقیم در مقوله حقوق مادی مطرح می‌شود. رعایت حقوق معنوی استثناپذیر نیست و همیشه باید رعایت شود. پس وقتی موارد استفاده مجاز را برمی‌شمریم یعنی در این موارد، استفاده‌کننده- به شرط رعایت حقوق معنوی پدیدآورنده- نیاز ندارد از دارنده حقوق کسب اجازه کند.

در خیلی از محافل و حتی نوشته‌ها وقتی سخن از مقوله استثنائات می‌شود، بحث‌ «استفاده منصفانه» یا «رفتار منصفانه» به میان می‌آید، لیکن باید دانست که دو بحث مذکور به ترتیب به نظام حقوقی آمریکا و انگلستان مربوط است و این در حالی است که موارد استفاده مجاز یا استثنائات را قانون داخلی هر کشور تعیین می‌کند، پس دو بحث نامبرده (استفاده/رفتار منصفانه) برای هنرمندان ایرانی که در ایران بخواهند تکلیف خود را بدانند، نامربوط است.

برای توجیه استفاده‌های بی‌اجازه خود از مباحث استفاده/ رفتار منصفانه استفاده نکنید!

پس مهم است که بدانیم موارد استثنائات برشمرده در قانون ایران چیست.

این موارد طبق قانون اصلی کپی‌رایت ایران (قانون سال ۴۸) تنها شامل سه نوع استفاده می‌شود:

۱. نقل‌قول در حد متعارف با ذکر منبع، ۲. استفاده‌های کتابخانه‌ها و موسسات مشابه از آثار برای نسخه‌برداری، و ۳. نسخه‌برداری برای استفاده شخصی و غیرانتفاعی.

سه ماده مربوطه در قانون سال ۴۸ که این موارد برگرفته از آن‌هاست، برای استناد در زیر می‌آید. (به شرایط و اوضاع و احوال دقیقی که در این سه ماده توصیف شده، دقت کنید.)

ماده ۷- نقل از اثرهایی که انتشار یافته است و استناد به آنها به مقاصد ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر‌ مأخذ در حدود متعارف مجاز است.

‌ماده ۸- کتابخانه‌های عمومی و مؤسسات جمع‌آوری نشریات و مؤسسات علمی و آموزشی که به صورت غیرانتفاعی اداره می‌شوند، می‌توانند‌ طبق آیین‌نامه‌ای که به تصویب هیأت‌وزیران خواهد رسید از اثرهای مورد حمایت این قانون از راه عکسبرداری یا طرق مشابه آن به میزان مورد نیاز و‌ متناسب با فعالیت خود نسخه‌برداری کنند.

ماده ۱۱- نسخه‌برداری از اثرهای مورد حمایت این قانون مذکور در بند ۱ از ماده ۲ و ضبط برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی فقط در صورتی که برای‌استفاده شخصی و غیر انتفاعی باشد مجاز است.

نتیجه‌گیری:

اگر از اثر شخص دیگری هر نوع استفاده‌ای می‌کنید که شامل مواد ۷، ۸ و ۱۱ قانون سال ۴۸ نمی‌شود، باید از پدیدآورنده اجازه بگیرید. این اجازه معمولاً مشتمل بر پرداخت وجه بابت «حق پدیدآورندگی» به وی می‌شود لیکن در ایران با لحاظ رواج عدم احترام به کپی‌رایت احتمال دارد پدیدآورنده پایبندی شما را به اینکه کسب اجازه کنید، چنان خوشایند یابد که مطالبه وجه ننماید! نیز احتمال دارد که با بدبینی حاصل از تجربه تمام سوءاستفاده‌های قبلی که از آثارش شده، اجازه هیچ استفاده‌ای ندهد و حتی دلیل روشنی هم نیاورد. روشن است که در صورت اخیر استفاده شما از اثر مصداق نقض حقوق خواهد بود.

فراموش نکنید: انحصار در دست دارنده حقوق مادی است تا زمانی‌که مدت کپی‌رایت منقضی شود. اگر ناکام ماندید، خودتان دست به خلاقیت زنید و آنچه را نیاز دارید از نو خلق کنید: همان کاری که از یک هنرمند انتظار می‌رود در آن خبره باشد: آفرینش، نه کپی!

یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
RSS Feed
Facebook
Google+
Twitter
  • دسته‌بندی

  • برچسب‌ها

  • مقررات و شرایط استفاده از محتوا

    نوشتارهای اثر اصیل نگاشته یا ترجمه سوره صادقی و حقوق مادی و معنوی آن‌ها محفوظ و متعلق به وی است. نظر به صرف وقت و هزینه بابت مطالعه، پژوهش، نگارش، بازنویسی و ویراستاری هر نوشته، رعایت کلیه حقوق مادی و معنوی موجود در آثار و نوشتارهای این تارنما لازم است و با جدیت مونیتور و پیگیری می‌شود. پیش از استفاده جزئی یا کلی از نوشتارهای این تارنما اطمینان حاصل کنید که «سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) را مطالعه کرده و به طور کامل رعایت می‌کنید. کلیه موارد عدم رعایت مفاد «مقررات و شرایط استفاده از محتوا» (لینک) با جدیت مورد پیگرد قضایی قرار خواهد گرفت.

  • Designed and Developed
    Blue Fish Dream